آموختن تجربياتي است كه از طريق آنها مي توان واكنش ناشي از علاقمندي دانش آموزان را شاهد بود موفق ترين معلم كسي است كه از نزديك با مسائل و مشكلات شاگردانش در تماس باشد و آن را در مراحل اوليه يك موضوع درسي مورد ارزيابي قرار دهد. معلم نبايد فقط انتقال ساده اطلاعات و يا شرح دادن مطالب كتاب متكي باشد بلكه او بايد به دانش آموزان خود كمك كند تا درسي را ياد بگيرند اگر آموزش خوب انجام شود موضوعات مشكل كتاب درسي براي يادگيري آسان مي شوديادگيري در كلاس از لحظه اي شروع مي شود كه دانش آموز وارد كلاس مي شود در ابتدا بايد دانش آموز احساس كند كه دارد به گروهي مي پيوندد و نقش مهمي را در آن گروه بازي كند. يادگيري سازنده روش يادگيري مشاركتي و تبادل چند سويه اطلاعاتي است كه هم دانش آموز و هم معلم همگي در حال يادگيري از يكديگر هستند يادگيري فرآيند افزودن مشاهدات ، مفاهيم و اصول به آن طرح مفهومي است كه چار چوب مفهومي موجود ما را تشكيل مي دهد يادگيري همچنين شامل باز سازي چار چوب مفهومي است زماني يادگيري سازنده است كه اول موقيعت براي كشف و وارد شدن در بحث را فراهم كند و بعد از دريافت افكار دانش آموزان و بازنگري كه گام مهمي است و باعث ايجاد ايده هاي در ذهن دانش آموزان مي كند و سپس بايد به دانش آموزان كمك كرد تا براي پرورش افكار خود و مهارت هاي يادگيري اقدام كنند معلم در اين لحظه امكانات و وسايل آموزشي و مورد نياز را در اختيار دانش آموزان قرار مي دهد و بدين صورت به پرورش يعني گسترش و تقويت ايده هاي مفيد دانش آموزان كمك مي كند دانش آموزان بعد از انجام فعاليتهاي يادگيري آن ايده هايي كه در توضيح دادن به كار نمي آيند كنار مي گذارند و بدين صورت ارزيابي تغيير حاصل شده در افكار و مهارتهاي يادگيري آنها رخ خواهد داد در يادگيري سازنده معلم نبايد فورأ و مستقيم به پرسشهاي دانش آموزان پاسخ دهد. بلكه بايد آنها را عادت به تفكر داد تا ميزان توانايي خويش را بيازمايند و اين خود فرصتي مناسبي است براي شناخت مسائل دانش آموزان و به علاوه معلم در تمام مراحل انجام فعاليتها ي مهارتي يادگيري سؤالهايي از قبيل :چرا اين اتفاق افتاد؟ چه دليل مي تواند داشته باشد؟ سعي كند صحت و درستي فكر دانش آموزان را معلوم كند و از دانش آموزان خواسته شود. مسئله مورد نظر را توضيح دهند و تفسير كنند تا فرضيه ها پيدا شود معلم ضمن راهنمايي ذهني دانش آموزان آنها را وادار كند تا ارتباط بين نتايج فعاليتهاي خود را بدست آورند. براي روشن شدن مطالب بالا مثالي از كتاب علوم دوره ابتدايي مي آورم
معلم يك ميله و يك سطل پر از آب و يك قطعه چوب بهبا خود به كلاس مي آورد و از چند دانش آموز مي خواهد تا سطل پر از آب را از روي زمين بلند كنند و بار ديگر از آنها مي خواهد با استفاده از ميله سعي كنند سطل را از روي زمين بلند كنند . دانش آموزان ملاحظه مي كنند كه با ميله وتكيه گاه بهتر و راحت تر مي توانند سطل آب را از روي زمين بلند كنند معلم از آنها مي پرسد اگر دستتان را به تكيه گاه نزديكتر كنيد و يا سطل آب را به تكيهگاه نزديك كنيد در كدام حالت نيروي كمتري نياز است تا سطل را با كمك ميله بلند كنيد؟ در اين لحظه دانش آموزان بيشتر فكر مي كنند و به مشورت با يكديگر مي پردازند و پيش بيني مي كنند و بعد معلم از آنها مي خواهد براي اثبات درستي گفته هايشان آزمايش كنند و آنها يك بار دست خود را به تكيه گاه نزديك مي كنند و يك بار ديگر سطل آب را به تكيه گاه نزديك مي كنند تا درستي و يا نادرستي پاسخ خود به سؤال معلم پي ببرند معلم مي پرسد بچه ها به نظر شما اين ميله چه كمكي به شما مي كند ؟ حتمأدانش آموزان چنين پاسخ خواهند داد؟ گا هي نيروي ما براي انجام كار ها كافي نيست و با استفاده از يك ميله و تكيه گاه به آساني مي توان سطل پر از آب را بالا برد سپس معلم تعدادي وسايلي كه دانش آموزان در منزل يا در مدرسه آنها را ديده و شايد حتي از آنها استفاده كرده است مانند:ناخن گير ، قيچي ، ترازو، در بازكن وانبردست مي دهد و از آنها مي خواهد در اين وسايل محل قرار گرفتن جسم تكيه گاه و قسمتي كه به آن نيرو وارد مي كنند مشخص كنند دانش آموزان با دقت اين وسايل را مورد مشاهده و بررسي قرار مي دهند و پس از فكر كردن و مشورت با يكديگر نتيجه مي گيرند مثلا مي گويند كه در ترازو ، تكيه گاه بين جسم و محل وارد كردن نيرو قرار دارد و در بعضي ديگر مثل ماشين دوخت، محل وارد شدن نيرو بين تكيه گاه و جسم قرار دارد و سپس در برگ گزارش خود نتايج تمام فعاليتهاي كه انجام داده اند ثبت مي كنندسپس معلم توجه دانش آموزان را به بازوي دستشان جلب مي كند و مي گويد بازوي شما مانند ميله به ما كمك مي كند تا بتوانيم چيز هاي سنگين رابرداريم و مفصلهاي تاشونده در استخوانبندي دستتان را خوب لمس كنيد و ببينيد چگونه مثل اهرم عمل مي كنند. در اين جا يك استدلال ساده علمي انجام گرفته است معلم ضمن آزمايش هاي ديگر به دانش آموزان توضيح مي دهد كه اهرم از سه قسمت اصلي دارد و دانش آموزان مي خواهد با توجه به بررسي هاي كه انجام داده اند شكل اهرمها و محل سهقسمت اصلي اهرم در آنها را روي تخته بكشند و مشخص كنند و در برابر هر يك از انواع اهرمها نام و يا عكس آن وسايلي كه در اختيار شان بود بنويسند سپس معلم بچه ها را به حياط مدرسه و يا پارك نزديك مدرسه مي برد و از نزديك الا كلنگ را مي بينند و از دو نفر مي خواهد سوارالاكلنگ شوند و و ازيكي از آنها مي خواهد ازتكيه گاه دورتر بنشيند و يكبار ديگر به تكيه گاه نزديكتر شود دانش آموزان طي يك دوره فعاليتهايمختلف مربوط به درس ماشينها ملاحظه مي كنند كه هر چه جسم به تكيه گاه نزديكتر شود بالا بردن آن جسم آسانتر خواهد شد و هر چه دست ما از تكيه گاه نزديك تر باشد بالا بردن آن جسم مشكل تر خواهد شد هر چه دست ما از تكيه گاه دورتر باشد بالا بردن جسم آسانتر مي شود و نتيجه مي گيرند كه با استفاده از اهرم مي توانند چيز هاي سنگين را آسانتر بالا ببرند. و اهر م ها و هر چيز ديگر كه كار ما را آسان كنند ماشين گفته مي شود پس مي توان گفت كه مهار تهاي يادگيري همان راههاي يادگيري يك مطلب علمي شامل مراحل مانند مشاهده ،پيش بيني ،فرضيه سازي، آزمايش و استدلال و نتيجه گيري و تفسير كردن و…مي باشد و در يادگيري سازنده علوم تجربي بايد توجه داشت كه از طريق موارد بالا مي توان بهتر و بيشتر مطالب علمي را تفهيم نمود پس معلم بايد تمام امكانات را از حيث منابع مطالعه و وسايل آزمايش را فراهم كند
معلم يك ميله و يك سطل پر از آب و يك قطعه چوب بهبا خود به كلاس مي آورد و از چند دانش آموز مي خواهد تا سطل پر از آب را از روي زمين بلند كنند و بار ديگر از آنها مي خواهد با استفاده از ميله سعي كنند سطل را از روي زمين بلند كنند . دانش آموزان ملاحظه مي كنند كه با ميله وتكيه گاه بهتر و راحت تر مي توانند سطل آب را از روي زمين بلند كنند معلم از آنها مي پرسد اگر دستتان را به تكيه گاه نزديكتر كنيد و يا سطل آب را به تكيهگاه نزديك كنيد در كدام حالت نيروي كمتري نياز است تا سطل را با كمك ميله بلند كنيد؟ در اين لحظه دانش آموزان بيشتر فكر مي كنند و به مشورت با يكديگر مي پردازند و پيش بيني مي كنند و بعد معلم از آنها مي خواهد براي اثبات درستي گفته هايشان آزمايش كنند و آنها يك بار دست خود را به تكيه گاه نزديك مي كنند و يك بار ديگر سطل آب را به تكيه گاه نزديك مي كنند تا درستي و يا نادرستي پاسخ خود به سؤال معلم پي ببرند معلم مي پرسد بچه ها به نظر شما اين ميله چه كمكي به شما مي كند ؟ حتمأدانش آموزان چنين پاسخ خواهند داد؟ گا هي نيروي ما براي انجام كار ها كافي نيست و با استفاده از يك ميله و تكيه گاه به آساني مي توان سطل پر از آب را بالا برد سپس معلم تعدادي وسايلي كه دانش آموزان در منزل يا در مدرسه آنها را ديده و شايد حتي از آنها استفاده كرده است مانند:ناخن گير ، قيچي ، ترازو، در بازكن وانبردست مي دهد و از آنها مي خواهد در اين وسايل محل قرار گرفتن جسم تكيه گاه و قسمتي كه به آن نيرو وارد مي كنند مشخص كنند دانش آموزان با دقت اين وسايل را مورد مشاهده و بررسي قرار مي دهند و پس از فكر كردن و مشورت با يكديگر نتيجه مي گيرند مثلا مي گويند كه در ترازو ، تكيه گاه بين جسم و محل وارد كردن نيرو قرار دارد و در بعضي ديگر مثل ماشين دوخت، محل وارد شدن نيرو بين تكيه گاه و جسم قرار دارد و سپس در برگ گزارش خود نتايج تمام فعاليتهاي كه انجام داده اند ثبت مي كنندسپس معلم توجه دانش آموزان را به بازوي دستشان جلب مي كند و مي گويد بازوي شما مانند ميله به ما كمك مي كند تا بتوانيم چيز هاي سنگين رابرداريم و مفصلهاي تاشونده در استخوانبندي دستتان را خوب لمس كنيد و ببينيد چگونه مثل اهرم عمل مي كنند. در اين جا يك استدلال ساده علمي انجام گرفته است معلم ضمن آزمايش هاي ديگر به دانش آموزان توضيح مي دهد كه اهرم از سه قسمت اصلي دارد و دانش آموزان مي خواهد با توجه به بررسي هاي كه انجام داده اند شكل اهرمها و محل سهقسمت اصلي اهرم در آنها را روي تخته بكشند و مشخص كنند و در برابر هر يك از انواع اهرمها نام و يا عكس آن وسايلي كه در اختيار شان بود بنويسند سپس معلم بچه ها را به حياط مدرسه و يا پارك نزديك مدرسه مي برد و از نزديك الا كلنگ را مي بينند و از دو نفر مي خواهد سوارالاكلنگ شوند و و ازيكي از آنها مي خواهد ازتكيه گاه دورتر بنشيند و يكبار ديگر به تكيه گاه نزديكتر شود دانش آموزان طي يك دوره فعاليتهايمختلف مربوط به درس ماشينها ملاحظه مي كنند كه هر چه جسم به تكيه گاه نزديكتر شود بالا بردن آن جسم آسانتر خواهد شد و هر چه دست ما از تكيه گاه نزديك تر باشد بالا بردن آن جسم مشكل تر خواهد شد هر چه دست ما از تكيه گاه دورتر باشد بالا بردن جسم آسانتر مي شود و نتيجه مي گيرند كه با استفاده از اهرم مي توانند چيز هاي سنگين را آسانتر بالا ببرند. و اهر م ها و هر چيز ديگر كه كار ما را آسان كنند ماشين گفته مي شود پس مي توان گفت كه مهار تهاي يادگيري همان راههاي يادگيري يك مطلب علمي شامل مراحل مانند مشاهده ،پيش بيني ،فرضيه سازي، آزمايش و استدلال و نتيجه گيري و تفسير كردن و…مي باشد و در يادگيري سازنده علوم تجربي بايد توجه داشت كه از طريق موارد بالا مي توان بهتر و بيشتر مطالب علمي را تفهيم نمود پس معلم بايد تمام امكانات را از حيث منابع مطالعه و وسايل آزمايش را فراهم كند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر